الشيخ رسول جعفريان

489

تاريخ سياسى اسلام (سيره رسول خدا ص) (فارسى)

در چاه مىانداختند . قدرى ناراحت شد . رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم پرسيد : آيا از آنچه بر پدرت رفته ناراحت شدى ؟ ابوحذيفه گفت : من در پدرم عقل و شرفى مىديدم و اميد هدايت او را داشتم و چون نشد خشمگين شدم . « 1 » حقيقت آن است كه جنگ بدر براى مهاجران ، يك جنگ داخلى خانوادگى تلقى مىشد چيزى كه تا به اين پايه در عرب سابقه نداشت . عموزاده‌ها در برابر هم و نيز فرزندان با پدران خويش . « 2 » رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم بار ديگر از اين كه ابوجهل كشته شد اظهار رضايت كرده ، خداوند را ستايش نمود . آن حضرت مقتولين را همان « ملاء » قريش « 3 » مىدانست ، كسانى كه خداوند فراوان از شيطنت آنها ياد كرده بود . يكشنبه نوزدهم رمضان خبر باورنكردنى شكست قريش ، كشته شدن ابوجهل ، امية بن خلف ، عتبه بن ربيعه واسارت سهيل بن عمرو به مدينه رسيد . براى هيچ كس در لحظهء اول چنين خبرى باور كردنى نبود تا به اين حد كه آنان زيد بن حارثه را كه خبر آورده بود يك فرارى شكست خورده از جنگ مىدانستند . « 4 » بيشتر ، منافقان و يهود مىكوشيدند تا اين شكست را باور نكنند و در قلوب ساير مردم دلهره اندازد . « 5 » مردم براى استقبال رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم عازم شدند . در برابرتهنيت مردم ، سلمة بن سلامه گفت كه كشتن مشتى پير و كچل تهنيت ندارد و رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم فرمود : كه آنان ملاء قريش بودند ، اگر آنان را مىديدى ، وحشت مىكردى ، و اگر دستورى به تو مىدادند اطاعتشان

--> ( 1 ) . سبل الهدى والرشاد ، ج 4 ، ص 87 ؛ المغازى ، ج 1 ، صص 111 و 112 ؛ السيرة النبويه ، ابن هشام ، ج 1 ، صص 640 و 641 ( 2 ) . پيش از بدر ، عُتْبه به قريش گفت تا جنگ با محمد را رها سازند ؛ زيرا اگر بر او غلبه كنند ، بخاطر آن ، ميان قريش به دليل كشته شدن عموزاده‌ها به دست يكديگر اختلاف خواهد بود ؛ نك : السيرة النبويه ، ابن هشام ، ج 1 ، ص 623 ( 3 ) . المغازى ، ج 1 ، ص 116 ( 4 ) . المغازى ، ج 1 ، ص 115 ( 5 ) . يكى از منافقان به اسامه - كه در آن زمان نوجوانى بوده - گفت : محمد و يارانش ، همگى كشته شدند . ديگرى به ابولبابه گفت : اصحاب شما پراكنده شده و هرگز مجتمع نشدند و محمد نيز كشته شد و اين شتر اوست كه من آن را مىشناسم ؛ نك : انساب الاشراف ، ج 1 ، ص 294 سبل الهدى والرشاد ، ج 4 ، ص 89